بوقت صبح
در جاده ے خاطـرات ...
گـاهی ...
به ڪوتاهۍ دستم
و گاهی به بلنـداۍ دلتنگـیم ...
قدم میـزنم ...
بدنیست مابین راه
اگـر بہ هَـم برخوردیم ....
مرا به صبحانه اۍ مخـتصر دعوت ڪنی
مثلا یڪ چاۍ پـر مـرام ...
با دو حـبه معـرفت ..
ما را در سایت دلتنگی های یک دوست معمولی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98